هستی اما کجای من هستی؟من تواَم یا تو جای من هستی؟ دور و نزدیک میشویم از همکلّ جغرافیای من هستی پیشِ رو، حسّ رفتن از این شهرپشت سر، ردّ پای من هستی همزمان در سکوت و فریادیهر نفس همنوا
مثل یک "دیوانه جان! من آمدم تا ما شویم ..."میتوانی ناگهان
در یک مکان پیدا شویم ناگهان در یک خیابان، ناگهان در یک عبور
"دوستت دارم" ترین آغوش بیپروا شویم ای پر از "زیباترین انسانِ دور